یک پزشک متخصص و جوان علی مصفا درست روزی که به او خبر داده اند که در امتحان فوق تخصص پزشکی قبول دارد و احتمالا زیاد زنده نخواهد ماند مهرداد با همان دکتر از شهر همان زمان که میخواهد خودش را با خودروی شخصی اش به ته دره بفرستد و خودکشی کند پیرزنی به شیشه اتومبیل دکتر کوبیده و کمک می خواهد پیرزن همسر کدخدای دهی است به نام گل کبود و دچار جمله قلبی است. مهرداد او را نجات میدهد و سپس به ده آنها رفته و به اصرار اهالی قبول میکند تا برای یک شب انجا بماند ولی این روز می شود. در ده اتفاقات مختلفی تلفی می افتد و دکتر با مرد عجیبی به نام عمو غریمی مانی حقیقی آشنا می شود که کارش داروی گیاهی و عطریجات است و عمو غریب در کم شدن سردردهای دکتر او را کمک می کند و از داروهای گیاهی خودش به او میخوراند. روستای گل که کبود پیش از این پزشکی داشته که به او دکتر محبوب می گفتند و اهالی بسیار به او علاقه داشتند دکتر در سیلی که مدتی قبل در روستا آمده بود به دلیل نجات بعضی از اهالی روستا جان خود را از دست داده و حالا اهالی می خواهند در شب سالگرد دکتر مقبره ای برای او بسازند که در این کار هم دکتر مهرداد کمک کارشان می شود. بالاخره دکتر مهرداد در شب سالگرد مرگ دکتر محبوب بیهوش می شود و عمو غریب هم هر چه می کنند فایده ای نمی بخشد. اما در همین اتنا یکی از زنان ده لیلا حاتمی خواب نما می شود و خبر می دهد که دکتر محبوب های شکل گل کبود که درمان هر دردی است را به او گفته. سرانجام عمو غریب پس از سه روز و سه شب گل کبود را پیدا کرده و با آن دکتر را درمان می کند. دکتر بعد از مدتی قصد رفتن می کند که ناگهان خود را بر روی تخت بیمارستان دیده برای او می گویند که او را از ته دره نجات داده اند و یک هفته ای در کما بوده است. بعداز ام ار ای مجدد هم معلوم می شود که دیگر خبری از تومور نیست. دکتر به همراه دوستش برای پیدا کردن گل کبود روستایی که دکتر در آن بوده می روند که می فهمند روستایی به این نام ۵۰ سال پیش در اثر زلزله نابود شده است و تنها همان مقبره دکتر محبوب سر پا است.
آسمان محبوب اثر داریوش مهرجویی فیلمی است که می شود با اندکی دست کاری آن را در زائر کودک و نوجوان جای داد. اگر چه در بسیاری از مقاطع فیلم ریتم آنقدر کند کش دار و ملال آور می شود که مخاطب بزرگسال را هم کلافه می کنند چه برسد به مخاطب کم سن و سال و نوجوان اما برخی فانتزی ها و خصوصا ساده انگاری های داستانی در فیلم بیش از آنکه برای متقاعد کردن ذهن مخاطب بزرگسال برای پیش برد قصه مناسب باشد به برداشت های روایی کودکانه نزدیک تر است. به طوری که این کنش و واکنش های دراماتیک بارها در زمان نمیاش فیلم در سینمای مطبوعات موجب تعجب و خنده تماشاگران شد آسمان محبوب را داریوش مهرجویی ساخته است. یکی از فیلم سازانی که برای سالها او را مخاطبین
سینمای روشنفکری به عنوان یکی از قطب های این نوع از سینما معرفی می کردند و حالا با ساختن چنین فیلمی با آسمان محبوب و آقای مهرجویی را یکی از پدیده های جشنواره بیست و نهم ارزیابی کرد.
کارگردان آنقدر به نتیجه کارش وقوف داشت که حتی برای برگزاری نشست خبری فیلمش پس از نمایش آن در سینمای رسانه ها حاضر نشد و جلسه را لغو کردند. فیلم مهرجویی حلقه فیلم سازان دارای نام های مشهور را که امسال به فهم مخاطبان خودشان توهین کردند و فیلم های دست چند می به جشنواره فرستادند را کامل کرد و نکته جالب تر اینکه اکثر این فیلم های به غایت بد پشتیبان های دولتی داشته اند و از کیسه بیت المال تامین شده اله بوده آن را هم در همین آسمان محبوب می توان دید. سیما فیلم بودجه ساخت فیلم آقای مهرجویی را تامین ای این فیلم می شود ارم این مرکز را دید. مساله تاسف بار به این است که چرا داریوش مهرجویی باید حسین فیلمی بسازد و به اینکه چرا این فیلم که به مراتب از برخی از آثار اول و دوم فیلم سازان تازه کار سعید بر است باید ساخته شود. نکته تاسف بار و درد آور وضعیت مدیریت فرهنگی کشور است که محصول سلان کاری این آثاری است که حتی صاحب اثر حاضر نیست که بایستند و از آن دفاع کنند و البته این چنین مدیر این مرکز بازخواست نمی شوند و همواره در چرخه مدیریت از این مقام به آن منصب جانجا می شوند. به نظر می رسد بر هی رادار برای از سفره مدیریت فرهنگی کشور را بخوبی یاد گرفته اند.
150